خرید بک لینک
مادیانها اردیبهشتی میشدندکمر کوه ها مثل یال مادیانها میشدفصل مادیانها بیافصل ازادی اسبها اردببهشت ازادی شیهه ها ستبیا تا اسبهای تاخت تاز تنت جشن بگیریمبیا کوه پر است از نبودن توجاده پر است از نیامدنتتن باران عطر تورا داشتوقتی بارانیم را میتکاندمچقدر رفتن را خوب بلدبودیشاید امدن را یاد نگرفتیتو که دستورزبانت خوب بودفعلهارا یادم هسترفتن را تا اخر صرف میکردیبه معلمت میگویماشتباه کردبایدبرگشتن راصرف میکردرفتن که بلد نمیخواهدمثل فروردین سراسیمه استمثل اسبها همآغوش بادمثل سوختن هیزم درختان ارسدر اجاق سنگی چوپانجنبش شرجی آب درکتریدود اتش هیزم چوپانعرفانش از فقاهت رودها بیشتر بودبه بالا میرفت به اس

برچسب: مادیانها, نویسنده: ماهان پاکدل تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:24

چقدر ناز شده بزنم به تختهباز طناز شده بزنم به تختهاخرش چشم زدند خال لبش رامثل یک راز شده بزنم به تختهجبهه ی چشم پراز مرغابیحمله آغاز شده بزنم به تختهزیر دندان غزل ها چه خبرآخرین گاز شده برنم به تختهمرغ همسایه ی ما را دیدیبی پدرغاز شده بزنم به تختهاستعارات غزلهاش که هیچهمه ایجاز شده برنم به تختهباد از بافه ی موی تو گذشتهمه اش بازشده بزنم به تختهفاراببرچسبها: بزنم به تخته, فاراب, غزل+نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۶ساعت10:52توسط خدايار قليزاده( فاراب) |

برچسب: بزنم,تخته, نویسنده: ماهان پاکدل تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:24

بى تو مهتاب شبى باز ...
ولش كن ديگر :
اين
منِ بى تو :
مگر كوچه خيابان بلد است........؟


برچسبها: بی تو مهتاب

+نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۶ساعت10:53توسط خدايار قليزاده( فاراب) |

برچسب: مهتاب, نویسنده: ماهان پاکدل تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:24

شهر ما پرشده از این کت شلواریهاگوییا باز شده نوبت درباریهااز اطوی کتشان تیغ توانند کشیدتا حریفان بکنند خویش خودآزاریهاعینک وجاکت و پیراهن آخوندیشاندلبری میکند از مسجد و بازاریهاانتخابات شده شهر پر از زاهد دهرزاهد دهر نه ، بکجور زمکاریهاهمه مومن همه عالم همه اهل دلهاهمه دکتر شده درمانگر بیماریهاسفره ها پر شده از نعمت کاندیداهاهی بخور دور کن ان دوره ی کم خواریهافاراببرچسبها: فاراب, شعر+نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۶ساعت11:1توسط خدايار قليزاده( فاراب) |

برچسب: وشلواریها, نویسنده: ماهان پاکدل تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:24

جغرافیای پدر از نصف النهار چشمانش شروع میشود
آب هوایش همیشه مدیترانه ای است
ابرها همیشه از سمت دستانش میآیند
توده های بارشی از انجا شروع میشوند
وقتی بهم میریزند
بخود میپیچند
میخواهند ببارند ابرهای بارانزایشان،
دستانتان پر از بارش ستاره میشود
(روز پدرمبارک)
فاراب
برچسبها: فاراب, شعر
+نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۶ساعت11:2توسط خدايار قليزاده( فاراب) |

برچسب: پدر, نویسنده: ماهان پاکدل تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:24

علفها کنگره کلمات کوهندوچشمه ها اجتهاد کوه هااجتها کوه در کتری شبانان تحلیل میرودمثل تقطیر اندیشه های بارانکه ابرها ترجمان آننددریا انبساط انقطره ها چقدر بزرگ میشوندوقتی دمکراسی رودها را میفهمدقارچها حرفهای فی البداهه اندحرفهای صلح مشترک جنگ تن به تن ابر ها و زمینقارچها حرفهای سفیدرعد ها هستندیا محصول رجزخانی اسمان و زمیناما من میگویمقارچها از لب تیغها میروینددیکتاتور ها هممزرعه تیغ دارندهرچه میکارندتفنگ میرویدفاراببرچسبها: فاراب, شعر, رعدها+نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۶ساعت11:4توسط خدايار قليزاده( فاراب) |

برچسب: رعدها, نویسنده: ماهان پاکدل تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:24

چشمهایت چند است

چشمهایت چند است!؟
قیمتش نه!
شماره اش
عینکت را جا گذاشته ای
میدانم که دیگر
چشم دیدن کسی را نداری
فاراب
برچسبها: فاراب, شعر, رعدها
+نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۶ساعت11:5توسط خدايار قليزاده( فاراب) |

برچسب: چشمهایت,چند,است, نویسنده: ماهان پاکدل تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:24

سربه دیوار زدم من بعدا دل به اشعار زدم من بعداهرچه کردم که نرفت از یادملب به سیگار زدم من بعداکار نی های شبانان که نبودروز وشب تار زدم من بعداعطف چشمان تو باران امد کوچ خود بار زدم من بعداانچه از عشق برایم گفتیهمه جا جار زدم من بعداگفته اند جمعه بیاید صنمیجمعه بازار زدم من بعداجشن برپاست همین هفته بیاباغ تالار زدم من بعداخط لبهای تو مشق شب منخط هشدار زدم من بعدامستی چشم تو را تاک کم استتاک را دار زدم من بعدافاراببرچسبها: فاراب, شعر, من بعدا+نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۶ساعت11:7توسط خدايار قليزاده( فاراب) |

برچسب: سربه,دیوار,زدم,بعدا, نویسنده: ماهان پاکدل تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:24

وقتی که نستعلیق موها مینوشتمخطی شکسته زیر وبالا مینوشتمدر نقطه هایش شعر میافتاد از خطزیرا که خال نقطه بالا مینوشتمتا مشق شمشیر دو ابرویت نوشتیسرمشق ان از شعر دریا مینوشتماهو شدی در دشت های چشمهایممن ببر بنگالی صحرا مینوشتمتو میرمیدی من دویدم عشق گم شدمن قصه دارا و سارا مینوشتمباشد بزن هاشور رد ابروانتصد بار از تصمیم کبرا مینوشتمقلیان و چایت چاق کردی مشکلی نیستاز روی خط دودت انشا مینوشتمسیگارهایت شانه ی لبهات تب داشتوقتی که نستعلیق موها مینوشتمفاراببرچسبها: فاراب, شعر, نستعلیق+نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۶ساعت11:8توسط خدايار قليزاده( فاراب) |

برچسب: نستعلیق,موها, نویسنده: ماهان پاکدل تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:24

جنگل ماسوله ی موهای توشب شده از رود تا دریای تومه گرفته سمت چشمانت کجاست؟گشته ام.. تعقیب... رد پای توگم شدم انسوی جنگل راه نیست؟از نفسهایت بیابم جای توسرپر سردار جنگل میشودچشمهای شورش غوغای توچای لاهیجان و رژهای لبتعالمی رنگین کمان بالای تولب گشایی دل شود زیبا کنارمیپسندم شیوه ی بلوای توگر بگویی خطبه های جمعه راارمنی هم پیرو فتوای تواجتهادی در غزل افتاده استمثنوی هم میشود حوای توفصل جمهوری باران غلغهعشق از سمت بهاران غلعلهغلغله یعنی آشوب است بامکوچه ی جمهوریت در ازدحامازدحام مکتب لبهای توازدحام شیون شبهای توازدحام آشوب رژهای لب استازدحام تاریک ناریک شب استشب شبیه شوکران پاییزی استعشق در این

برچسب: جنگل,ماسوله, نویسنده: ماهان پاکدل تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:24

صفحه بندی